بسمِ الله اْلرَّحْمن اْلرَّحِیمِ
رنجنامه میبد
(یاأَیهَاالَّذینَ آمَنُوالایسْخَرْقَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسی أَنْ یکُونُواخَیرًامِنْهُمْ)(ای کسانیکه ایمان آوردهاید نباید گروهی ازمردان شما گروه دیگررا مسخره کنند،شایدآنها ازاینهابهترباشند) (قرآن مجید)
(وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ( (همگی به ریسمان محکم الهی چنگ بزنید وپراکنده نشوید) (قرآن مجید)
مقدمه
***اهالی شهید پرور شهرستان میبد که همواره در طول تاریخ با سوابق درخشان از جهاد وتلاش ومبارزات در راه اسلام و حق وحقیقت وعترت پاک رسول اکرم(ص) و روحانیت اصیل با پرورش شخصیتهای شهیر از جمله مؤسس حوزه علمیه قم واستاد امام خمینی، مرحوم آیة الله العظمی حائری(ره) گام برداشته واز زمان شروع نهضت امام خمینی (ره) در صف مقدم همه صحنه های سیاسی، اجتماعی، علمی و جهادی بوده ایم وافتخار حماسه های جاوید دوران دفاع مقدس و رتبه های بالا و اوّل علمی در سطح آموزش و پرورش و قبولی در دانشگاهها را در شناسنامه خود ثبت و ضبط دارد. نیز روستای رکن آباد میبد به لحاظ آمار شهداء روستای نمونه استان واز برگزیده های مقدم کشوری است.
***با وجود ارسال طومارها، تجمعات، اعتراضات، نامه ها وبخصوص پیگیریهای مردم ومسؤلین میبد به ویژه امام جمعه محترم میبد ( آیت ا... اعرافی) در طول سی سال گذشته به مقامات مسؤل، در ارتباط با ظلم بعضی از مسؤلین شهرستان اردکان به شهر های اطراف آن ، متأسفانه به این درخواستها جوابی داده نشده است.
***در بسیاری از آیات قرآن، خداوند به انحاء مختلف بشر را به وحدت دعوت می کند. همچنین تأکید مقام معظم رهبری وحدت همه مسلمانان می باشد. مردم میبد واردکان سالیان سال در کنار هم زندگی کرده وهیچ گونه خصومتی با یکدیگر ندارند. نه تنها با یکدیگر دشمنی ندارند بلکه مردم این دوشهر همه اعضای یک پیکرند که در آفرینش زیک گوهرند ودر زیر سایه یک رهبرند. حال عوامل فتنه دراردکان با زیر پا گذاردن قوانین مقدس جمهوری اسلامی در حال گسترش شهر خود هستند .اینها قصد دارند اختلاف مردم میبد با این عوامل را، به اختلاف بین این دو شهر تبدیل کنند که بحمدا... تا کنون در این راه موفق نبوده اند.
***با توجه به نامه های 23393/801 تاریخ7/2/1389 وشماره1852/801 تاریخ7/2/1390 از وزارت کشور، در مورد رفع ظلم به میبد که کلمه"آنــی" در بالای هر دو نامه درج گردیده است، تا کنون هیچگونه اقدامی در مورد این دونامه به عمل نیامده است. در این رابطه مسؤلین مربوطه ( استانداری یزد، وزارت کشور ودفتر ریاست محترم جمهوری) قول و وعده هایی داده اند ولی تا کنون این وعده ها عملی نشده است.
***در سراسر ایران در حواشی شهرهای چسبیده به هم، تداخل ارضی وغیره زیاد اتفاق افتاده ومی افتد ومردم آن شهرها چندان در این گونه موارد حساسیت ندارند امّا درقضیه اردکان وشهرهای اطراف آن که مردم به آن حساسیت دارند،به این علّت است که عوامل فتنه در اردکان راه تجاوز را نسبت به شهرهای اطراف در پیش گرفته اند. آنچه در زیر می خوانید تا حدّی مسائل برای خواننده روشن خواهد شد.
اسنادثبتی
*** مسئله تعیین محدوده بین دوشهر کاملاً روشن است ونیازی به تحقیق وبررسی آن چنانی ندارد!اراضی غصب شده شمالی میبد دارای اسناد متقن ومتقدم ثبتی مربوط به میبد بوده و کارشناسان وخبرگان ومسؤلین در یزد وتهران همواره تأکید دارند که مرز بین این دو شهرباید بر اساس اسناد متقن ومتقدم ثبتی تعیین شود.از آنجائیکه حضرات آیت ا... شهید صدوقی ومرحومین آیة . . . اعرافی ومرحوم خاتمی اردکانی طی حکمی مشترک بلوار ما بین میدان شفق تا میدان وحدت وتا میدان آزادی را مرز بین دوشهر انتخاب نمودند و مردم انقلابی میبد واردکان برای حفظ وحدت این حکم را قبول دارند ومقدار بیست وچهارهزار قفیز از اراضی میبد از طرف مرحوم اعرافی به اردکان بخشیده شده است ولی اینها به این اکتفا نکرده اند وباز اراضی بیشتری از شهرهای اطراف را به بهانه های مختلف غصب می کنند. نیز زمینهائی از اشخاص نیز غصب وبر روی آنها ادارات مختلفی ساخته اند!
***اسناد ثبتی روستاهای هنو، درین، هودر، بوکن نو، حشم، چشمه محمد حسن وقسمت زیادی از بفروئیه که جزء اسناد ثبتی میبد است با یک برنامه ریزی زیرکانه آنها را به اداره ثبت املاک اردکان انتقال داده اند واین پرونده ها را به اداره ثبت املاک میبد باز پس نمی دهند ؟
***مصوبه ای در مورد مرز شمالی میبد در دولت خاتمی اردکانی به شماره وتاریخ (1/21/99631ــــ تاریخ7/1/1378) که در این مصوبه اراضی زیادی از میبد به اردکان الحاق شده است.
ما میبدیها با جدیت تمام خواستار لغو این مصوبه ناعادلانه ونابخردانه هستیم. و به همین منظوردر هفتم اردیبهشت سالهای 1389 و1390به دفتر ریاست جمهوری و وزارت کشور مراجعه وخواستار لغو این مصوبه شدیم. که تا کنون بی نتیجه بوده است!
ولی به نظر می رسد این به اصطلاح «مصوبه» جعلی است و واقعیت ندارد. وبرای دامنه دار کردن اختلافات به تنظیم چنین نامه هائی دست می زنند! به دلایل زیر این به اصطلاح مصوبه جعلی است:
1 ــ تقریباً در سراسر ایران این شایعه وجود دارد که بین دوشهر میبد واردکان اختلاف وجود دارد پس مگر ممکن است هیئت دولت در حالیکه می داند اختلاف وجود دارد، دست به تنظیم چنین مصوبه ای را بزند؟
2 ــ به قول مسؤلین اردکانی مصوبه دیگری به نام (مصوبه سال1366) هم وجود دارد! امّا چون هیچ یک از مسؤلین میبدی چنین مصوبه ای را امضا نکرده اند پس چطور می توان آن را مصوبه نامید!
3 ــ تنظیم چنین مصوبه های جعلی برای آن است که ما میبدیها نتوانیم ازیعضی از مسؤلین اردکانی به دیوان عدالت اداری شکایت ببریم. به این دلیل که بسیاری از اراضی وساختمانها طبق این مصوبه اگر جعلی نباشد در داخل شهرستان اردکان قرار می گیرد ونمیتوان ار کسی شاکی شد .
4 ــ مگر ممکن است چنین مصوبه ای در غیاب مسؤلین میبد تصویب شود!؟
5 ــ این نامه به مهر ممهور نشده است.
مصوبه ای که وجود خارجی ندارد!
***بر خلاف ادعای عوامل فتنه در اردکان تا کنون هیچ گونه مصوبه ای در خصوص تعیین مرز بین این دو شهرکه به تصویب وامضای مسؤلین میبد رسیده باشد و این "مصوبه سال1366" تا کنون کسی آنرا ندیده و وجود هم ندارد. اگر چنین چیزی وجود داشت آن را در جائی به چاپ می رساندند. وباز اگر چنین مصوبه ای وجود داشت آن مصوبه هیئت وزیران را تنظیم کردند.
***درسالهای 1366 وقبل ازآن چون بخشداریا فرمانداروبعضی ازمسؤلانِ میبد بانظراردکانیها انتخاب می شده خطوط مرزی بین این دوشهرهم ازنظرشرعی هم ازنظرقانونی سند واعتباری ندارد. وتعیین مرزومیخکوبی آن یکطرفه صورت گرفته بوده است امّا آقایان اظهارمیدارند مصوبه سال1366 (که وجود خارجی ندارد!) غیرقابل برگشت بوده ومرزهمان است که درآن مصوبه به تصویب مسؤلان دو شهررسیده است! ازآنجائی که آقایان می فرمایند زمینهائی که ازمیبد ودیگرشهرهای اطراف گرفته ایم، ما مدرک وسندداریم، اگردارید چراآن را ارائه نمی فرمائید!
صدور اسناد معارض
***بر روی قسمتهای زیادی از اراضی شمالی میبد اسناد معارض صادر کرده اند.
***تغییر قسمتهای شمالی حوزه های ثبتی 21 و22 یزد (مربوط به میبد) به حوزه ثبتی 20 اردکان و صدور مجوزساخت و ساز بر روی زمین های مذکور در حالی که این اراضی دراداره ثبت میبد نیزسند دارند.
فـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر یــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد
***بعضی از مسؤلین اظهار می دارند زمانی که مسؤلین اردکانی در مناطقی از میبد اقدام به ساخت وساز می کردند شما میبدیها کجا بودید چرا حرفی نمی زدید!؟ چرا فریادی بر نیاوردید!؟
امّا، ما میبدیها دراین رابطه از خانواده شهید و از خاندان سادات اهل بیت شهید دادیم شما کجا بودید ما اعتراض کردیم و به زندان رفتیم امّا گوش شنوایی نبود چنانچه حالا هم گوش شنوایی نیست؟ هرچه فریاد زدیم فریاد رسی نبود چنانچه حالا هم فریاد رسی نیست!
یهودیت وفرقه ضاله بهائیت
***شباهتهای زیادی بین آن دسته از عوامل که در اردکان رفتاری غیر اسلامی دارند با اسرائیلیها وجود دارد:غاصب بودن، خود بزرگ بینی، جذب سرمایه های غصبی، برهم زدن وحدت ملّی و نصیحت ناپذیر بودن.
*** واضح است که کلید تفرقه بین مسلمین، در دستان پلید اسرائیل است، قضیه اخراج کردن یهودیان وبابیها در گذشته ای نه چندان دور را در میبد، از پیرمردان آگاه منطقه باید پرسید که یکی مربوط به قلعه فیروزآباد ودیگری مربوط به امیرآباد میبد می باشد. تعدادی یهودی وفرقه ضاله بهائیت زمانی که درمیبد واردکان زندگی می کردند هم اکنون در لباس دین سعی در بر هم زدن اتحاد بین این دوشهر را دارند. نیز به جهت ستیز جوئی میبدیها با بابی ها، هویدا نخست وزیر بهائی طاغوت با مردم این شهر دشمنی زیادی داشت واز بسیاری جهات امتیازاتی را از میبدیها گرفت ودر تمامی جهات حمایت از بابیانی را داشت که در شهر مجاور زندگی می کردند که اثرات آنها تا کنون باقی مانده است که می خوانید. نیز این احتمال وجود دارد که فساد وبی بند وباری که در بعضی از شهرهای کشور وجود دارد یکی از کارهای این عناصر باشد.
***مردم خوب وشریف اردکان هیچگاه با فرقه ضاله بهاییت ارتباطی نداشته اند وحتی همپای مردم میبد به مبارزه با آنها پرداخته اند وتنها چیزی که وجود دارد تلاش یابیها برای در دست گرفتن ارکان سیاسی اقتصادی این شهر برای رسیدن به اهداف شوم خود بوده است وهم اینک نیز با استفاده از نقاط حساس می کوشد تااتحاد این دوشهر را برهم زند تا شاید در این آشفتگی ها دایره نفوذش را گسترش بخشد اما زهی خیال باطل که ریشه های خانوادگی ودینی وفرهنگی میان میبد واردکان به حدی قوی واستوار است که گزندی به آن وارد نخواهد آمد.
*** عوامل فتنه، مردم ولایی وانقلابی میبد را آشوب طلب وتحریک شده معرّفی می کنند!
( میبد که روستای رکن آبادش در جنگ تحمیلی بیشترین شهید را در کشوربه درگاه باریتعالی عرضه داشته است
وروستای نمونه کشوری در جنگ تحمیلی)
( میبد با مدنیت پانزده هزارساله)
(میبد جایگاه خیرین مدرسه ساز و... )
(میبد مهد دانشمندان وعلما)
( وشاید میبد در سوگواری سیدالشهدا در کشور حرف اوّل را بزند)
(میبد به مدت 15 سال در کنکور سراسری رتبه اول ودوم را به خود اختصاص داده است.)
ولی عمّال وهابیت وفتنه در اردکان به این مردم لقبهایی نامربوط داده اند.
محدوده جغرافیایی اردکان تا کجا؟
***در قدیم،زمانی که تقسیمات درون استانی انجام می گرفته است از آنجائیکه میبد از پرجمعیت ترین آبادیهای استان یزد، بعد از شهر یزد بوده وهست، میبد هم یکی از شهرستانهای استان به تصویب رسیده بود که مسؤلینِ آن روزگاراردکان با زرنگی و با نفوذ در دستگاههای حکومتی آن روزگار، توانستند میبد را یکی از روستاهای اردکان قرار دهند.ولی در آن روزهاهم اگرکسی از میبد پی گیرقضیه بود، ساواک به شدت او را سرکوب می کرد، وهم اکنون که اردکان از بزرگترین شهرهای استان می باشد قسمتهایی از آن مربوط به میبد، صدوق ، بهاباد ویزد می باشد. ومیبد با سابقه مدنیت پانزده هزار ساله مگر ممکن بوده است که به شهرستان تبدیل نشده باشد. وچون اغلب آمار گیری های میبد در دست اردکانیها بوده است، در آمار گیریهای مختلف، آمارجمعیت میبد را فقط میبد مرکزی یعنی ( محلّه میبد) به تهران ارسال می کردند نه تمامی میبد را، وبقیه آبادیهای میبد، یعنی حسن آباد وبشنیغان ومحمودآباد و . . . را از آبادیهای اردکان در آمارگیریها به حساب می آوردند.
***بخشی ازسخنان امام جمعه محترم قبلی شهرستان اردکان (حجةالاسلام دیداری)به نقل از ماهنامه میبد شماره 24اسفند 1387شماره 197باعنوان:(متن کامل سخنان امام جمعه اردکان درخصوص مشکلات مرزی) شهرستانهای میبد واردکان:
« . . .حالا بعد از سال 1366آقایان آمده اند به خاطر موقعیت جغرافیایی وبه خاطر شیبی که از طرف جنوب واز طرف شهرستان میبد به طرف اردکان هست در آن طول آن خط مرزی، یک منبع آب ساخته اند که این منبع آب مسلّط باشد بر شهر، دیگه نیاز به پمپاژ نباشد.کار غیر قانونی هم نبوده، بیمارستانی اونجا ساخته اند به خاطر فضای مناسبی که اونجا بوده وبعضی از ادارات دیگه که ساخته شده، هیچ کدام از آنها غیر قانونی نبوده حالا چطور شده که این مسائل پیش آمده؟ چطور شده کسانی آمده اند مدعی شده اند؟ میگیم دلیلتون چیه؟ میگن حق ماست. حق باید منشأ داشته باشد. آقایانی که فقه خونده اند، مسائل شرعی را خونده اند میدونند اگر کسی گفت من نسبت به خانه ای حق دارم نسبت به این مغازه حق دارم یا باید مالک باشد یا باید به ارث برده باشد یا باید احیا کرده باشد یا باید دولت واگذار کرده باشد یکی از اینها باید منشا حق وحقوق او باشد . . . ما اهل منطق هستیم. . .»
وامّا اگر منظور آن جناب احیا کردن وبعد تصرف باشد پس اگر کسی از شهری، در شهر دیگرامکاناتی را به وجود آورد، آیا این امکانات به شهرسازنده تعلّق خواهد گرفت ؟ که مثلا مالیات وامور ثبتی وامنیّتی وغیره به شهربنا کننده تعلق میگیرد؟ واگر منظور ایشان، دولت واگذار کرده باشد که خودشان می فرمایند در آن طرف خط مرزی، پس دولت به شما واگذار نکرده است. ومگر قلعه خرگوشی ندوشن هم آقایان در چهارصد سال پیش ساخته اند که در محدوده اردکان قرار داده اند؟ ویا اینکه آقایان بوده اند که هواپیماهای آمریکایی را در بیابانهای طبس ساقط کرده اند که اراضی آنجا را غصب کرده اند؟ ومعادن چادرملوهم . . . !؟
***ادامه بیانات از همان مأخذ: . . . « یک جائی را به عنوان حد معین کرده اند طبق اسناد ومدارکی که در دستشان بوده که الان معروفه به حد سال 66 طبق این نامه ای هم که در دست من هست به شماره ع/14858در تاریخ 29/7/1366این حد را تعیین کرده اند هم به شهراردکان وهم به شهر میبد ابلاغ کرده اند به عنوان حد برای خدمت رسانی ادارات، حالا این حدی که از قدیم الایام ترسیم شده و یا اینکه در سال 1366توسط وزارت کشور تعیین شده کدامیک ازمسؤلین یا کدامیک از مردم اردکان در تعیین این مسائل مدخلیت داشته اند. . .»
لازم به ذکر است که نامه اشاره شده« شماره ع/14858در تاریخ 29/7/1366» درهیچ جا وحتی استانداری یزد هم وجود ندارد!!!!!
وجواب این قسمت ازسخنان حاج آقا را از یک سایت از اینترنت در اینجا کپی می کنیم:
« دراستان یزد در زمینه تقسیمات استانی نا رضایتی فراوان وتبعیضات شدیدی وجود دارد كه بخش بزرگی از آن به مسؤلان اردكان برمی گردد كه نمی پذیرند كه شرایط جدید وایجاد شهرستانهای جدید نیاز به تغییرات دارد واگر چندین سال پیش برای استان شدن یزد شهرستانی به نام اردكان با وسعت نیمی از استان تشكیل شده است برای مطابقت با قوانین تقسیماتی بوده واین نمی تواند حقی تغییر ناپذیر برای اردكان باشد كه حاضر نیستند برای برقراری توازن منطقه ای ومدیریت بهتر ورضایتمندی مردم شهرها ومناطق، با مرکز استان همکاری کنند. امیدواریم این نكته را هم استانی های عزیز در یابند كه پیشرفت استان یزد نیازمند اصلاحات در تقسیمات مرزی شهرهاست همان گونه كه مناطقی مثل ابركوه كه یك روز به یزد الحاق شدویا خاتم از مهریز وبهاباد از بافق جدا شدند ومسولان آنجا هم مخالفت نكردند ولی بدلیل مخالفت مسولان اردكان با الحاق خرانق به شهرستان صدوق، مسؤلان استان تركیب غیر منطقی را برای تشكیل شهرستان صدوق انتخاب كردند كه هنوز هم مردم نا خرسند هستند واستان هم از این عدم توازن زیان می بیند. اردکانی های فهیم هم قدری پای خود را برای قد کشیدن دیگران جمع کنند»
*** یکی از عوامل فتنه در اردکان اظهار می دارد: اراضی بین این دوشهر زمانی زمینهای موات بوده که مسؤلان اردکانی آنها را آباد کرده، بیمارستان وسینما وغیره روی آن ساخته ومالک شده اند. در جواب می گوئیم: مگر در کشور ما چنین قانونی هم وجود دارد که هر بیابانی را بشود آباد ساخت ومالک شد؟ واگر چنین باشد پس هر شهری می تواند در بیابانهای شهر همسایه خود تأسیساتی را بوجود آورد و زمین را مالک شود!
***بسیاری از زمینهای شمالی میبد توسط بعضی از ادارات اردکان غصب وبر روی آنها ادارات دولتی ساخته شده است وصاحبان این اراضی با شاکی شدن از آنها در دادگستری تا کنون موفق به احقاق حق خود نشده اند.
***درموردجلوگیری ازتجاوزبه میبد مسؤلین درتهران ویزد ومیبد تعلل وسهل انگاری میکنند. نظارت نکردن براعمال عوامل فتنه در اردکان مشکلاتی را برای این دوشهرکه برای نسلهای بعدی نیزایجاد خواهد شد.ازطرفی با گذشت زمان هرروز عوامل فتنه در اردکان ساختمانهایی جدیدتردرمحدوده میبد می سازند وبه این طریق با گذشت زمان، مشکلاتی برمشکلات موجود افزوده می شود وزمانی کاربه جائی غیرممکن میرسد. تاکنون استاندارهای یزد دراین مورد تعلل ورزیده اند پس چرا شما آقای استانداردراین موردسهل انگاری می کنید؟ وآیا فکر نمی کنید روزی در این دنیا ویا آن دنیا به محاکمه کشیده خواهید شد!؟ این از ضعف استانداری یزد است. جناب استاندار، در این مورد از چی و از چه کسی هراس دارید؟ چرا قاطع نیستید؟ آیا شما دوست دارید بین این دوشهر تفرقه به وجود آید؟ مگر نمی دانید تفرقه موجب ضعف جمهوری اسلامی خواهدشد؟ جنابعالی چه ایده ای در سر می پرورانید؟ جنابعالی می فرمائید این مسائل مربوط به وزارت کشور است نه استانداری یزد!!! اگر چنین است پس شما چه کاره اید!؟
***از آنجائیکه مرز بین این دوشهر بر همه کارشناسان ومسؤلین محرز شده است پس چرا در سال "همت مضاعف وکار مضاعف" (سال1389) در تعیین محدوده بین دو شهر کم کاری شد؟
پیشنهادی که سالهاست مطرح می شود( الحاق خرانق به شهرستان صدوق):
***اولین تقسیمات کشوری که درسال 1316 انجام گرفت در آن روزگار خرانق وساغند ورباطات و بسیاری از آبادیهای آن را که باید در محدوده جغرافیایی شهرستان یزد باشد در محدوده اردکان قرار دادند. مردم بخش خرانق که ارتباطی تنگاتنگ فامیلی، اقتصادی، و. . . با یزد وصدوق دارند آنها می باید راهی طولانی را طی کرده از شهرستانهای صدوق ومیبد عبور کرده وبرای انجام کار اداری خود به اردکان بروند! نیز در اوایل انقلاب تلاش مردم خرانق در جهت الحاق به یزد ناموفق ماند .از طرفی شهرندوشن وبسیاری از آبادیهای آن از قدیم تا کنون به لحاظ راحتی در رفت و آمد و بالا بودن مراودات فرهنگی و اجتماعی خواستار الحاق به میبد می باشند. وتلاش مردم ندوشن وروستاهای آن برای الحاق به میبد تا کنون به جائی نرسیده است.
***تا دهه قبل بسیاری از آبادیها ازتوابع میبد به حساب می آمدند ولی در دوره آقای خاتمی اردکانی این آبادیها از میبد جدا شدند.اگردارودسته خاتمی با مردم میبد دشمنی دارند با این آبادیها چه دشمنی دارند که این آبادیها که از هر نظر با میبد ارتباط دارند باید از میبد جدا شوند؟با گذشت زمان اینها درحال محدود کردن میبد هستند.
مطلبی ازسایتhttp://tarh.majlis.ir
***«براساس ماده 10 قانون تقسیمات کشوری ورای دیوان عدالت اداری دولت مکلف است باحفظ جهات سیاسی،اجتماعی، هرروستارا به نزدیکترین مرکزدهستان وهردهستان رابه نزدیکترین مرکزبخش وهربخش رابه نزدیکترین مرکزشهرستان وهـرشهرستان رابـه نزدیکترین مرکزاستان منضم نماید وبرابرماده 13 قانون مزبورنیزانتزاع والحاق دهستان وبخش وشهرستان به عهده هیأت دولت محول شده است.»
***ولی این قانون برای ندوشن وخرانق اجرا نمی شود مسؤلانی که داد ازخواسته مردم میزنند نامی ازمردم ندوشن نمی برند که ازهمان ابتدای الحاق به شهرستان تازه تاسیس صدوق مخالفت خودرا اعلام کرده اند وحتی کارشناسان وزارت کشورنیزبرالحاق این منطقه به شهرستان میبد صحه گذاشته اند حال به چه دلیل مردم ندوشن باید 30کیلومترراه بیشتررا برای رسیدن به شهرستان صدوق بپیمایند؟
*** از آنجائیکه روستاهای خرانق ورباطات وساغند وبسیاری از آبادیهای اطراف این دو آبادی که با شهرستان صدوق ارتباط زیادی دارند ونزدیکترند، می باید این آبادیها به شهرستان صدوق الحاق شود.
***شایسته است که دردولتی که ادعای مردمی وعدالت محور را دارد، شاهد اصلاح خطوط مرزی استان وبویژه الحاق ندوشن به میبد باشیم وهیچ عذروبهانه ای برای مسولان استان نمی ماند تا مثلا جمعیت شهرستان صدوق رابهانه کنند واگرمساله وسعت وفاصله باشد خرانق برای شهرستان صدوق به مراتب گزینه مناسبتروبلکه مناسبترین وبهترین گزینه است .
***طبق اسناد ثبتی، بنای تاریخی قلعه خرگوشی همواره متعلق به ندوشن بوده است .ولی از نظر تقسیمات کشوری این قلعه همراه با اراضی ومراتع آن در محدوده اردکان قرار داده اند.
پیشنهادی از یکی از مسؤلین درتهران:
ایشان پیشنهادی داده اند که: این دوشهر در هم ادغام وبه یک شهر تبدیل ونامی جدید بر آن نهاده شود مثل شهرستان صدوق ویا خاتم. اولاً یک نظر سنجی که از روستاهای اردکان ونیز شهر احمدآباد وبخش عقدا انجام داده شده است، اهالی مرکزیت را میبد انتخاب کرده اند. ثانیاً طبق قوانین تقسیمات کشوری برای ادغام دو شهر وتبدیل آن به یک شهرستان، مرکزیت برای آن دو شهر ، شهری باید انتخاب بشود که سابقه تاریخی بیشتری داشته باشد که میبد از سابقه تاریخی پانزده هزار ساله برخوردار است واردکان سابقه سیصدساله. ثالثا اگر چنین امری انجام گیرد در آن حال مسؤلین اردکانی طبق عادات چندین ساله خود همه چیز را برای خود خواهند خواست وهیچ گونه توجهی به شهر های اطراف نخواهند داشت وهمچنان حس برتری طلبی خود را نسبت به دیگر از افراد بشرحفظ خواهند کرد.
حوزه نمایندگی
***از مجموع جمعیت یک میلیون نفری استان یزد و چهار نماینده موجود( به جز طبس): یزد با 49 درصد جمعیت یک نماینده؛ خاتم، ابرکوه، بهاباد و مهریز با 27 درصد جمعیت یک نماینده؛ میبد و تفت با 16 درصد جمعیت یک نماینده و اردکان با 8 درصد جمعیت یک نماینده. این تحلیل آماری نشان از عمق بیعدالتی و تبعیض در حوزههای انتخابیه استان است. شهر یزد با اینکه مرکز استان و نیمی از جمعیت آن را داراست تنها یک نماینده دارد.
آیا عادلانه است که شهر کوچکی چون اردکان یک نماینده در مجلس داشته باشد و درسایر نقاط کشور هر چند شهر یک نماینده ؟
یزد وصدوق با بیش از پانصد و پنجاه هزار نفر جمعیت دارای یک نماینده.
بافق، بهاباد، مهریز، خاتم وابرکوه با بیش از دویست هزار نفر دارای یک نماینده.
میبد وتفت با بیش از یک صد و سی هزار نفرجمعیت وپراکندگی دارای یک نماینده.
وحال اردکان ونزدیک به هفتاد هزار نفر دارای یک نماینده در مجلس شورای اسلامی است. واین چه توجیه عاقلانه ای می تواند داشته باشد ؟
*** به نقل از وبلاگ ardakannews1.blogfa.com «نماینده مردم اردکان تاکید کرد: مردم شهرستان اردکان با هرگونه تصمیم نسنجیده در تغییر حوزه های انتخابیه مخالفند و درصورت بروز این اتفاق، انتزاع اردکان از استان یزد و الحاق به استان اصفهان بعنوان یک خواست عمومی را قاطعانه پیگیری خواهیم نمود و تبعات آن برعهده مسببان آن خواهد بود.»(خرداد1390)
ولی متاسفانه حوزه نمایندگی شهرستان صدوق واردکان یکی شد وبرای دوره بعد میبد از چهار طرف تحت محاصره نماینده اردکان خواهد بود.
تبعیضی فاحش
***چرا باید تبعیضی بسیار فاحش بین شهرستانهای استان یزد حکمفرما باشد؟ اردکان از یک طرف با داشتن امکانات یسیار زیاد ودیگر شهرستانهای استان با امکاناتی بسیار کم!؟
معادن چادرملو(آهستان بهاباد)
***معدن چادرملو با فاصله 60 کیلومتر از شهرستان بهاباد، ویکصد وهشتاد کیلومتری شهرستان اردکان، در گذشته در محدوده بخش بهاباد قرار داشت ولی در دوره دولت اصلاحات این معدن ارزشمند به طور غیرقانونی از بخش بهاباد منتزع و به شهرستان اردکان زادگاه رئیس دولت اصلاحات الحاق گردید. مردم و مسئولان بهاباد همچنان مجدانه پیگیر الحاق دوباره این معدن به بهاباد هستنداین معادن به همراه مراتع واراضی زیادی در حدود سالهای1374 به اردکان ملحق شد. مردم این شهر می باید در خشکسالی وکمبود آب، از آب وبرق شهرشان در این معادن استفاده شود. ولی مگردر این رابطه ازمردم بهاباد کاری ساخته است؟این معادن از بدو تأسیس سالیان سال متعلق به شهرستان بهاباد بوده است.
***مطلبی از سایت http://www.wikipedia.org/
«بهاباد دارای آبهای زیرزمینی فراوان میباشد که مقدار زیادی از آن به معدن چادرملو میرود که سبب پایین آمدن سطح آب و در نتیجه تلخ شدن آن شدهاست، بنابراسناد تاریخی محدوده معدن چادرملو همواره متعلق به بهاباد بودهاست که به دلیل اعمال نفوذ تنی چند، به شهرستان اردکان پیوسته است.»
***جاده ای به طول تقریبی 30 کیلومتر که این معدن را به اولین آبادی شهرستان بهاباد متّصل می کند در بعضی از قسمتها آسفالت فرسوده شده نیز در بعضی از نقاط این جادّه علائم راهنمایی رانندگی در دو طرف این جادّه نصب نشده است. لازم به ذکر است که این جاده مسیر رفت وآمد اهالی بافق وبهاباد به مشهد مقدس نیز می باشد.
*** در کناراین معادن وکارخانه بزرگ تابلویی به نام«چادرملوی اردکان»نصب نکرده اند چون خودشان هم می دانند این معدن غصبی است!
*** حال سؤالاتی در باره درآمد این معادن در ذهنها خطور می کند! باید با کمکهای مردم ومسؤلین هم استانیها این معادن پردرآمد به بهاباد برگردانده شود.
درآمدهای هنگفت معادن چادرملو
***درآمدهای هنگفت معادن چادرملوکه کسی بر آن نظارت ندارد اگر این معدن به بهاباد عزیزبرگردد شاید بسیاری از معضلات حل گردد. بگذریم از درآمدهای هنگفت معادن چادر ملو. ولی از نظر تقسیمات کشوری چادرملو متعلق به بهاباد باید باشد. با توجه به اینکه آب وبرق و مایحتاج کارکنان وکارخانه نیزاز شهرستان بهاباد تأمین می شود.
یک نظر از یک سایت:
***برهیچ کس پوشیده نیست که در زمان ادعایی فرماندار اردکان سال 1373 استاندار یزد اقای بیطرف اردکانی بودند فرماندار بافق هم که اردکانی بودندانتظار داشتید رآی به نفع بهاباد صادر کنند مگر تقسیمات کشوری برای مدیریت بهتر کشور نیست مگر قابل اصلاح نیست چطور در طول چند سال گذشته در کشور این همه الحاق وانتزاع صورت گرفته وهیچ مشکلی پیش نیامده است اما وقتی پای اردکان به میان می آید هیچ کس حق تغییر در آن را ندارد گذشته از این ها اگر این معدن در بخش خرانق است چرا باید سهمیه آب ، کارخانه گندله و فولاد و... ، پل زیرگذر غیر ضرور وبودجه های آنچنانی آن در اردکان هزینه شود آیا میدان آیت ا . . . فکور احمدآباد که با بودجه میلیارددی معدن چادرملو ساخته شد وبعد بنام این معدن تغییر داده شد هدفی جز گمراه کردن ندارد تا گمان شود که واقعا معدن چادرملو در نزدیکی اردکان است چرا باید جوانان خرانق وروستاهای آن از نبود کارخانه وشغل سر از یزد درآورند واین بخش الان جمعیتش روبه خالی شدن باشد آیا در دولت عدالت هم مصلحت های یک منطقه بدلیل داشتن چند نیروی با نفوذ باید ملاک عمل باشد؟
محدوده بین دوشهر
*** در اردیبهشت 1389 کارشناسان وزارت کشور در میبد در مورد تعیین مرز شمالی میبد قولهایی دادند ولی تا کنون در این مورد هیچ گونه اقدامی صورت نگرفته است.
*** عوامل فتنه در اردکان اظهار می دارند: «ما در حال نزدیک شدن به دهکده جهانی هستیم! در اروپا مرز بین کشورها برداشته شده ولی خطی فرضی مرزی مسخره ای بین میبد واردکان وجود دارد»
امّا آقایان یادشان رفته است که همواره امکاناتی که جمهوری اسلامی به طور مشترک به این دوشهرداده شده است از قدیم تا به حال این امکانات در اردکان متمرکز بوده وهست. وآقایان یادشان رفته است همه چیز در هرجا وهر زمان به نفع اردکان بوده وهست. نیز باید بودجه های زیادی به اردکان سرازیر شود وکسی حق حرف زدن را هم نداشته باشد آقایان از یک طرف مظلوم نمائی می کنند، از طرفی دیگر دست از تجاوز وخیانت بر نمی دارند!
***ازطرفی اظهار می دارند مرزی مسخره بین این دوشهر قرار دارد و آنها اراضی میبد را به بهانه هایی مختلف متصرف می شوند و از طرف دیگر تابلوهایی که در محدوده میبد نصب شده شهرداری اردکان شبانه این تابلوها را کنده با خود می برند واین مگر شما نبودید که می گفتید مرز مسخره هست!
***درسالهای 1366 استانداراردكانی بوده، فرماندارمیبد اردكانی، و امام جمعه یزد هم(خاتمی اردکانی) ، وكلاً اركان اصلی استان دردست اردكانیها بوده وهست درآن سال هرگونه که خود خواستند، بُریدند ودوختند و بردند وازهمان ابتدا وپیش ازآن مخالفت میبدیهااعلام شده بودولی گوش شنوایی نبود.
***ساخت وسازهای غیر مجازی که در محدوده میبد انجام گرفته عبارتند از: ساختمانهای بیمارستان ضیائی اردکان،آموزشگاه اقبال اردکان، سینما آزادی اردکان، پارک آزادی اردکان، هنرستان شهید مطهری اردکان ،بنیاد ایثار اردکان، دانشگاه پیام نوراردکان،هلال احمراردکان، مرکز آموزشی فنی حرفه ای اردکان،دانشکده منابع طبیعی اردکان، بنیاد مسکن اردکان،جهاد کشاورزی اردکان، کارخانه نساجی سیدالشهدا(ع) معدن وکارخانه سنگ کوبی ثقفی اردکانی واقع در کوه های دم هفت در شرق میبد وحفر چند حلقه چاه آب در مناطق شمال میبد ونیزدرسمت جنوب جاده چک چک چندین کارخانه تأسیس کرده اند که این کارخانه ها زیر نظر فرمانداری اردکان می باشد.
***جالب توجه اینکه ساختمانهایی چون بیمارستان، دانشگاه، هنرستان، سینما وغیره در جنوب اردکان ودر اراضی میبد ساخته اند که اگر این ادارات در شمال اردکان ساخته میشد اهالی ترک آباد واحمد آباد وچاه افضل وعقدا وغیره به راحتی از این امکانات استفاده می کردند. از طرفی مردم میبد برای استفاده ازاین امکانات ازاردکان عبور کرده وبازار اقتصاد اردکان رونق بیشتری می گرفت .این هم نوعی بی تدبیری است از آقایان!
***بنا به دستور رهبرمعظم انقلاب حضرت آیت . . . خامنه ای،سال 1386 که به نام سال اتحاد ملّی و انسجام اسلامی نامگذاری شده بود برای بر هم زدن اتّحاد ملّی نیز در نقشه سازمان تقسیمات کشوری قسمتهایی از شمال میبد (10% از خاک میبد)را در حوزه جغرافیایی اردکان قرار دادند! که مورد اعتراض میبدیها قرار گرفت، در این نقشه اراضی زیادی از میبد را به اردکان الحاق کرده بودند که این نقشه ازاواخر سال 1386 تا دی ماه 1389 در سایت سازمان نقشه برداری کشور چنین نقشه ای وجود داشت. ودر حال حاضردر سایت www.iran-map.com چنین نقشه ای وجود دارد.
***انتقال بخشي از محدوده شهري و روستايي ميبد به اردكان، ميتواند اعتبارات عمراني و بودجههاي سازماني اين دو شهر را دستخوش تغيير قرار دهد. وهمين مسئله باعث شده كه هر دو شهر میبد واردكان ، هنوز صاحب طرح جامع مصوب نشده باشند. که حدود يك سوم ميبد در نقشه اردكان قرار گرفته بود.
***غصب زمینهایی در شمال بفروئیه میبد در شمال شاه جهان آباد وامیرآباد میبد، در شمال شهیدیه میبد! در غرب کوه های دم هفت چند سیل بند بزرگ به طول تقریبی بیست کیلومتر ساخته اند، که آبهای پشت این سدها به طرف اردکان هدایت می شود و بیابانهای غرب این سد، در محدوده میبد کاملا خشک افتاده اند! این سدها را می توانید درسایت "گوگل ارت" ویا سایت "ویکی مپیا" هم ببینید.
***در نزدیکی کوه های دم هفت میبد استخراج معدن و کارخانه سنگ کوبی احداث کرده اند که مالیات آن به اداره دارائی میبد پرداخت نمی شود. ومسؤلین میبد در این مورد ساکتند!
***نصب کدهای پستی بر سر در منازل مردم در قسمتهایی از شمال بفروئیه، صدور پروانه ساختمان ارزان قیمت با عنوان شهرداری اردکان، واگذاری امتیازآب، برق و تلفن با ارزانترین قیمت و در کوتاهترین فرصت به اهالی بعضی از منازل بفروئیه با هدف ایجاد رغبت درآنها.
***از دی ماه 1388اقدام به تأسیس غیر مجازسی ان جی در محدوده میبد را نموده اندکه با فشار مردم میبد موقّتاًمتوقف شد.
***نام میدان وحدت را به میدان شهید فهمیده تغییر نام داده اند.که به جهت جلوگیری از اعتراض مردم از نام شهید هزینه کرده اند امّا به چه منظور؟
***در طوماری که اهالی عقدا(خرداد1390) تهیه کرده اند در بند(3) آن چنین آمده است:
در صورتی که امکان انفکاک و تغییر مرز جغرافیایی(برای عقدا) وجود داشته باشد، ما نیز نه از سر تهدید و با زور، بلکه از طریق مجاری قانونی برای حفظ موجودیت و جلوگیری از مصادره شدن منطقه به نام دیگران و به منظور برون رفت از وضعیت اسفبار موجود خواهان انفکاک از شهرستان اردکان می باشیم. قبل از آن لازم است، هر چه سریعتر اسامی اماکن مذهبی، تاریخی و بویژه صنعتی موجود در بخش عقدا ( از پل راه آهن تا مرز نایین) که از عقدا به اردکان تغییر یافته و یا به دلائل نا معلوم از ابتدا به نام اردکان گذاشته شده، به نام عقدا یا روستاهایی که در آن واقع شده، تغییر نام داده شود.»
***طبق قوانین عرفی هر قناتی که زمینهایی را مشروب می ساخته باشد،آن زمینها مربوط به همان قنات به حساب می آید که در این مورد قسمت اعظم اسدآباد بفروئیه ونیز قسمتهای زیادی از شمال امیر آباد وشاه جهان آباد وشهیدیه و . . .در محدوده اردکان قرار داده شده است..
***چند هکتار اززمینهای اطراف فرودگاه قدیمی انگلیسها ( آثار باستانی)که در محدوده میبد می باشد پوشیده اززباله ها و نخاله های ساختمانی اردکان می باشد که شهرداری اردکان به مدّت 20 سال است که دستور به انتقال آنها به زمینی به وسعت چند هکتاررا داده است. که محیط زیست میبدرا آلوده ودود ناشی ازآتش زدن زباله ها تامزرعه کلانتروحاجی آبادصدوق پخش وموجب ناراحتی ساکنان این آبادیها شده است. می توان وسعت پخش این زباله ها رااز"گوگل ارت" ویاسایت "ویکی مپیا " درشمال شرقی میبد مشاهده بفرمائید.درمنطقه ای درشمال شرقی بفروئیه نیزنخاله های ساختمانی تخلیه می کنند وکسی جلوی آنهارا نمی گیرد. واداره محیط زیست میبد شکایتی در مورد جمع آوری این زباله ها نکرده است.
***از معمرین باید پرسید، این مردم میبد بودند كه باراه انداختن كاروان به سمت اردكان وجلوه دادن جمعیت زیاد آن باعث تبدیل آن به شهرشدند. که این قصّه ای بس درازدارد! آنها با آمارهای میبد ارتقاء یافته اند. واین موارد مربوط به زمانی بود که تمامی ادارات میبد زیر نظر مسؤلین اردکانی قرار داشته است. در حال حاضر نیز بعضی از ادارات میبد ویا آمارهایی از میبد نیز زیر نظر اردکان قرار دارد.
***نكته مهم این است كه امضا مسولان بدلیل عدم رعایت قوانین تقسیمات کشوری خلاف قانون واظهرمن الشمس است ونه آن زمان ونه هیچ وقت دیگر نمی توان محدوده یك شهر را در داخل یك روستا ویا اراضی بخش ، شهر وشهرستان دیگر تعریف كرد بعداسناد قبلی را باطل و اسناد جدید را جایگزین آن كنند. بهتر است امضا افراد را ملاك نگیرند چون قانون بالاتر از افراد است وحتی از نظر حقوقی می توان مسببین اختلاف را محاكمه نمود .
***در نظر داشتند اردکان را به انضمام چند شهر، به استان تبدیل کنند! که موفق نشدند ولی اگر این شهر به استان تبدیل می شد عوامل فتنه در اردکان بازبه این اکتفا نکرده و در استانهای همجوارقصد پیشروی می داشتند. آنها می خواستند نام دیگری که شاید «نگین» باشد بر روی این استان بگذارند وبعدها با دوز وکلک نام آنرا عوض کرده به استان اردکان تبدیل کنند. امّا آنهایی که درراه استان شدن اردکان تلاش می کنند آیا اینگونه رفتارها با میبدعاقلانه هست؟هنوزاستان نشده اند رفتارشان اینگونه هست، اگرروزی این شهر به استان تبدیل شود چه خواهند کرد!؟
آمار جمعیت میبد
شهروندانی که در دو شهر میبد واردکان رفت وآمد زیادی دارند کاملاً به این موضوع واقفند که جمعیت میبد بسیار بالاتر از جمعیت اردکان است زمانی که میبد واردکان از یک مجموعه بودند، مسؤلین اردکان آمار میبد را کمتر وآمار جمعیتی اردکان را خیلی بیشتر به مرکزارسال میکردند. از طرفی آماردانش آموزان میبد، آمار تلفن ثابت وهمراه، آمار اشتراک گاز، برق ، آب ، مغازه ها ، ترافیک وغیره که عیان وآشکار است که میبد بیشتر از اردکان است پس در آمار گیری های جمعیتی آمار جمعیتی میبد باید بیشتر از این باشد که اعلام شده است!
صدورمجوز غیر قانونی حفر چاه در محدوده میبد توسط استاندار!
*** درحدود ساعت یازده شب تاسوعا سال 1387اقدام به حفر چاهی بسیار عمیق وغیر مجازدومین چاه در محدوده میبد کردند. امّا چرا این چاه در پیاده روی خیابان؟ مگرشهرداری کدام شهر اجازه حفر چاه در پیاده رو خیابان را میدهد ؟ ولی خاکها را چنین روز در محل نگه داشتند تا به رویت تمامی میبدیها برسانند که ما داریم در اینجا چاه غیر مجاز وخیلی عمیق حفرمی کنیم ودر محدوده شما هم چنین می کنیم. آیا منظور از این کارها چیزی جز تفرقه افکنی می باشد؟
***درخرداد1389 درچندمتری همین چاه، چاه دیگری راحفرنمودند. پس آقای استاندار محترم( فلاح زاده) مگر شما نمی دانید آقایان برای تفرقه بین این دو شهر، قصد حفر چاه را دارند. مگر نمی دانید که هیچ کشاورز اردکانی راضی به حفر چاه غصبی نیست. مگر نمی دانید اینها می خواهند با حفر چاه غیر مجاز پای مردم رابه اختلاف بکشانند. مگرنمی دانید آنها به بهانه های واهی از هر طریقی که بتوانند به میبد لطمه وارد می کنند. آقای استاندارمگر نمی دانید حفر این چاه به منزله کمک به کشاورزان نیست مگرنمی دانید این کار بهترین طریق برای ایجاد تفرقه بین این دو شهر می باشد. مگرنمی دانید این کارها به جهت توسعه طلبی وراهی برای استان شدن است. مگرنمی دانید اگر آب جهت کشاورزی می خواستند بهتر بود پنجاه متر آن طرف حفر می کردند که اختلافی نباشد.
*** آقای استاندارمحترم ما چندین دلیل مبنی بر اینکه حفر این چاه غیر مجاز می باشد ارائه می دهیم وشما کافی است که یک دلیل جهت توجیه کار خود بیاورید. دلایل ما:
1 ــ حفر چاه در مسیر قنات فوت شده ویا چاه خشک شده نیست.
2ــ رعایت فاصله با چاههای اطراف«1000متر» نشده است .
3 ــ در پیاده رو خیابان چاه حفر کرده اید.
4 ــ در مسیرجاده اصلی میبد حفرکرده ایدکه بیشتر در معرض دید میبدیها باشد.
5 ــ طبق قانون اجازه حفر هیچ گونه چاه را در مناطق استان یزد داده نمی شود مگر در مسیر قنات خشک شده وآن هم تحت شرایط ویژه.
6 ــ وحال که آب استخراج می شود آیا آب به مزرعه میرسد ویا به جاههای دیگر اردکان می رود؟
7 ــ در منطقه مورد اختلاف چاه حفر نموده اید.
*** خون یکی ازبسیجیان رزمنده و مخلص و پاکباخته از خاندان سادات اهل بیت (سید قاسم آقایی میبدی20/3/1361 (یرادرشهید سید قاسم آقائی میبدی به دستور مسؤلی از اردکان به ناحق به زمین ریخت که اگر نبود درایت و حضور مدبرانه و سرنوشت ساز شهید محراب صدوقی(ره) شاید درآن روزهای اوایل انقلاب غائله ای روی داده بود. امّا شاید جل و پلاس فتنه سازان سبز برای همیشه برچیده، خطرات شوم بعدی آنان از سر کشور ونظام مقدس جمهوری اسلامی یرای همیشه برطرف ساخته بود. لازم به ذکر است که پس از شهادت این جوان به دستور مرحوم اعرافی امام جمعه وقت میبد سه روز عزای عمومی در میبد اعلام شد. و هم اکنون طی حکمی که از ایشان در دست می باشد آن مرحوم را شهید دانستند که بعدها به دستور خاتمی اردکانی نام این شهید از فهرست شهدای بنیاد شهید میبد حذف گردید ونیزدستور برداشتن سنگ قبر او که نام شهید بر روی آن حکاکی شده بود صادر شد!!! بس جای تعجب است که مسؤلین میبدی نام خیابانی یا کوچه ای یا مدرسه ای را به نام این شهید نام گذاری نکرده اند!
***در سال 1388 که مادر این شهید دار فانی را وداع گفت طبق وصیت آن مرحومه لباس خونین این پسر شهیدش را به همراه او دفن کردند. ایشان در وصیتی گفته بودند که می خواهم این لباس را نزد پیامبر خدا به شکایت ببرم .
***لااقل انتظار مردم میبد و اردکان این بود که شاید با شهادت این جوان جلوی این گونه شرارتها گرفته شده، واستانداری یزد جلوی حرکات تجاوز گرانه آقایان را بگیرد.ولی افسوس که تا کنون هیچ گونه اقدامی در این مورد صورت نگرفت! نه تنها کاری صورت نگرفت، بلکه آقایان در همان منطقه چاه حفر، وبه کار خود ادامه دادند. واز مسؤلین کشوری، کسی جرأت آن را نداشت به آنها بگوید بالای چشمتان ابروست. و پس از این واقعه استانداری یزد مرز بین دوشهر را در قسمت جنوبی این چاه قرار داد. به طوریکه این چاه را در محدوده اردکان قرار داده شد!
***قبل از آمدن آب زاینده رود به استان یزد، شب هنگام با اتصال غیر قانونی، شبکه آب اردکان را شبکه آب میبد متّصل کرده بودند و به مدّت هفت سال بطور مخفیانه منازل اردکان از آب میبد وبدون مجوز استفاده می شد! پس از اینکه این قضیه لو رفت گفتند که این آب قطع گردیده است! ولی مسببین آن مجازات نشدند!از نظر شرعی استفاده ازاین آب برای کسانی که می دانستند چه حکمی می توانست داشته باشد؟ ومردم خوب وشریف اردکان هم که از این موضوع اطّلاعی نداشتند. وهم اکنون هم که آب زاینده رود در این دو شهر وجود دارد برای جریان آب بیشتر به شهر خودشان احتمال آن می رود که آب میبد را به آب اردکان متّصل کرده باشند.
حس برتری طلبی بعضی از مسؤلین اردکانی
اگر متوجه شده باشید از قدیم حتی قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی هر اداره ای یا هر امکانات دولتی که به شهر های
استان داده می شد اوّل به اردکان می دادند ومی دهند بعد به دیگر شهرهای استان وتا کنون بعضی از ادارات ویا امکاناتی در این شهر وجود دارد که در دیگر شهرستانهای استان وجود ندارد! وبرای تعیین استاندار نیز باید نظرآقایان ملاک عمل باش!
توزیع سرزمینی ناعادلانه وتبعیضات بین شهرهای استان
***اردکان باهفتاد هزارنفرجمعیت دارای بیش از 23478 کیلومترمربع است ومیبد باهشتادهزارنفردارای 1300 کیلومترمربع وسعت، آنها حتی نسبت به محدوده مرزی شهرهای همسایه نیزتعدی می کنند.آیا کسی نیست بپرسد شهری که بیست برابرمیبد است چرا باز هم به زمینهای شهرهای همجوارچشم دوخته است؟
ادارات مشترک بین دوشهر که همگی آنها در اردکان قرار دارند:
***باتوجّه به این که ازهرنظروازهرجهت آمارهای میبد بیش ازاردکان بوده وهست،اداراتی که جمهوری اسلامی به طور مشترک به دو شهر داده است از قدیم فقط در اردکان مستقر بوده وهیچ اداره مشترکی نیست که در میبد باشد وبرای رضای خدا هم که شده، یک اداره مشترک را به میبد نداده اند! این ادارات شامل:
1 ــ پلیس را ه
2ــ اداره آب منطقه ای
3 ــ دفترنمایندگی شرکت ملّی نفت ایران شعبه میبد که زیرنظر ناحیه اردکان فعّالیت دارد واز آنجائیکه مصرف سوخت میبد چندین برابرسوخت اردکان می باشد واین ناعادلانه است که شعبه شرکت ملی نفت میبد به ناحیه تبدیل نشود.
4 ــ ندامتگاه
5ــ واحد آمار بانک مرکزی
6 ــ نظام پرستاری
7ــ بنیادپانزده خرداد
8ــ پایگاه انتقال خون
باز هم تبعیض بین شهرهای استان ( نام اردکان در کتب درسی)
*** در کتب درسی مقاطع دوره راهنمائی تحصیلی ودوره متوسطه،در حال حاضر (مهر1390) در سه کتاب، در "هشت" جا نام اردکان مشاهده می شود و نامی از دیگر شهرهای استان یزد وجود ندارد، با مطالعه آنها می توان دریافت که نام این شهررا در این کتب به طور عمدی آورده اند. نه به صورت کارشناسانه .
ازکتاب فارسی اوّل راهنمائی:
صفحه45: ...نقشه ی ایران را زدم به دیوار اتاق. اصفهان را رویش پیدا کردم وبا انگشت ونگاهم، از روی راه نقشه ، از کرمان حرکت کردم وبه رفسنجان ویزد واردکان رسیدم وگذشتم واصفهان پیاده شدم . . .
(مگر مسیر از طرف صدوق و میبد نبوده است؟پس دانش آموزی از شهرستان صدوق و یا میبد نمی پرسد که چرا در این کتاب نامی از شهر های صدوق و میبد نیست؟
صفحه222: ... اردکان یکی از شهرهای استان یزد ومرکزشهرستان اردکان است. معدن های سرب وروی ونمک طعام در اطراف اردکان به وفور یافت می شود.
..............................
ازکتاب ادبیات رشته نظری سوم متوسطه
صفحه96: ...درهمین سفر، با شهرهای قدیمی وکوچکتر نطنز واردستان ونائین و اردکان و رفسنجان که بر سر راه است، آشنا شود ...
صفحه170: اردکان شهری دراستان یزد بر سرراه اصفهان ــ یزد که حلوا ارده ی آن مشهور است.
..............................
ازکتاب جغرافیا ( درس عمومی ) کلیه رشته ها
صفحه40 : در نقشه بالای صفحه نام اردکان ودر زیر آن چنین نوشته شده است: شهرهای اردکان، یزد و مهریز که زمین های کشاورزی درآن ها به رنگ قرمز مشخص شده است در مسیر یک رود قدیمی وبرآبرفت های آن استقرار یافته است.
توضیح اینکه: درآن روزگار ودرمحلی که هم اکنون اردکان قراردارد دریاچه ای به نام دریاچه ساوه قرار داشته که این رود به این دریاچه می ریخته است. ودر آن زمان اردکان وجود نداشته است. ودرحد جنوبی این دریاچه شهر میبد قرار داشته است.(رجوع شود به تاریخ یزد) پس چرا نام اردکان را آورده اند؟ که این هم اشتباهی دیگرمی باشد.
درکلیه کتب درسی نام شهرستان مهریز که در یک جا وجود دارد،از دیگر شهرستانهای استان یزد نامی برده نشده است. نام یزد در این کتب درسی زیاد وجود دارد که مورد اعتراض کسی نیست. ولازم است تشکری هم از مؤلفین کتاب "یزد شناسی استان یزد" بشود که در این کتاب اسامی شهرهای استان را به طور عادلانه آورده است.
دیگر تخلفات
***تلاش در جهت ثبت بلوار رسالت میبد حد فاصل میدان گلها تا پارک آزادی درپروژه های عمرانی اردکان با تغییر نام بلوار رسالت به خیابان آب !
*** مالیات چندین مغازه وکارگاههای تولیدی در شمال میبد به اداره دارائی اردکان واریز می شود. ولی عکس موضوع چنین چیزی وجود ندارد!
***تخریب ساختمان و اسکلت سازی ساختمانی در خاک میبد که دارای مجوز ساخت از سوی دهیاری بفروئیه به بهانه های واهی و صدورپروانه ساختمان ارزان قیمت برای همان ساختمان از طرف شهرداری اردکان(سال 1387).
***حمله به معترضین میبدی و دستگیری وزندانی کردن آنها به مدت چند روز.(خرداد1389)
*** عوامل فتنه یا بهائیت در اردکان گفته بودند میبدیها آب شرب اردکان را مسموم ساخته اند با توجه به اینکه از نظر فنی این کار امکان پذیر نیست.
***تلاش در جهت احداث CNGدر محدوده ثبتی میبد و جشن پایکوبی شبانه و پخش کیک و ساندیس در محل احداث آن در ایام سوگواری فاطمیه.
***عدم توجه به مکاتبات اداری استانداری مبنی بر توقف پروژه های عمرانی تا تعیین تکلیف، حس تجاوزگری به شهرستان های مجاور خود، نسبت دادن برخی اماکن تاریخی و سنتی شهرستان های مجاور به خود، تلاش در جهت افزایش جمعیت خود با هدف توجیه کردن برتری خود هم از لحاظ وسعت و هم به لحاظ جمعیت البته نه از طریق زاد و ولد بلکه الحاق بخشی از میبد وطبس به اردکان، دراختیار داشتن عوامل نفوذی و در ادارات مختلف.
***در سال 1386اردکان، در حدود چهل هزار هکتار از بیابانهای شهرستان طبس، از جمله محلّ سقوط هواپیماهای آمریکا را به تصاحب خود در آورده بود که با هوشیاری امام جمعه محترم طبس این زمینها به طبس برگردانده شد. ایشان بدون هزینه نمودن حتی یک ریال پول این کار را عملی نمودند.
***امروزمردم شهرستان های میبد، اردکان، نائین، طبس، بافق، بهاباد، صدوق و حتی مرکز استان ظلم را به عینه در مسئولین اردکانی می بینند. موضوع اعتراض شدید مردم طبس در مراسم نماز جمعه و واکنش تند امام جمعه محترم شهرستان طبس بخاطر ادعای مالکیت اردکان بر اراضی طبس تا محدوده مسجد شکر را هنوزمردم استان یزد فراموش نکرده اند.
***اداره مخابرات اردکان تا 800متر به داخل شهر میبد تلفن ثابت واگذار کرده بود که بعضی از منازل یا مغازه های میبد در این مناطق دارای دو شماره تلفن بود یکی مربوط به میبد ودیگری مربوط به اردکان. ولی در اواخر سال 1389 به دستور اداره مخابرات یزد این کابل کشیها جمع آوری شد که از مسؤلین مربوطه تشکر می شود.
***اداره برق اردکان نیز به تعداد زیادی از منازل شمالی میبد امتیاز برق واگذار کرده است. ولی برعکس این موضوع محال بوده وهست.
***بعضی از پستهای کلیدی وحساس درمیبد را به اردکانیها داده اند ولی برعکس این موضوع محال بوده وهست.
***چرا باید جلسات مشترکی که به یکی از ادارات کل استان یزد بین این دو شهر برگزار می شود در هر زمان این جلسات باید در اردکان باشد چه می شود اگر یک بار هم در میبد برگزار شود واردکانیها به میبد بیایند؟
*** یکی از مسؤلین اردکان حصار زمینی را که مربوط به «مرکز ارتباطات میبد» در جاده سنتو، و در نزدیکی محمدآباد میبد (در جنوب میبد) بود تخریب کرد.
***نقشه هایی از میبد( نقشه های مأخذ ومنبع) مربوط به سال1385که فعلاً در فرمانداری میبد نگهداری
می شود بیش از نیمی از بفروئیه وشهیدیه وتا میدان ولیعصرمیبد جزء اردکان شده است.
***درهشت سال ریاست جمهوری خاتمی اردکانی بی اندازه درحق میبدیها ظلم شد وهمچنان این تعدیها ادامه دارد واین یکی ازالطاف خدای تبارک وتعالی بود که خاتمی اردکانی به کنارگذاشته شد واین یک معجزه ای بود برای ایران ومیبدیها، وخدای را سپاس.
***درساعت22:30دقیقه مورخ(9/7/1390) تابلوهای کوچه های نیلوفر1ونیلوفر2 درخیابان امام خمینی میبد درمجاورت شهرستان اردکان، نیز تابلوکوچه بوستان11 در خیابان رسالت بفروئیه توسط مأمورین گشت اجرائیات شهرداری اردکان، با یک دستگاه خاور مجهز به جرثقیل ربوده شد! که پس از چند روز توسط مردم مجدداً تابلوها نصب گردید.
*** در فروردین 1390فرمانداری ومیراث فرهنگی وشهرداری اردکان اقدام به چاپ نقشه اردکان در تیراژ بسیار زیادی نمودند که در این نقشه در پنج مورد به میبد اهانت شده بود.
بودجه های بی حساب وکتاب
***بسیاری از بودجه های بی حساب وکتاب در طول سالهای ممتد وبر خلاف موازین قانونی وعدالت در طرح های گوناگون توسط اردکانیها جذب وحق شهرهای دیگرایران تضییع گردیده شده است! شاید شهری در ایران نباشد که به این اندازه بودجه های بی حساب وکتاب به سوی آن شهر سرازیر شود!این کارخانجاتی که در اردکان برپاشده است بیش از نیمی از هزینه آنها را دولت تأمین نموده است. در حالیکه کارخانه فولاد وکارخانه قند میبد در حال ورشکستگی قرار دارند! اگرکسی مأمور بررسی شود واگر مقامات استان وبرخی مقامات کشوری جرأت می کردند در این زمینه تحقیق کنند حقایق معلوم وآشکار می شد. شورشگر و اوباش خواندن میبدیها كه از بی عدالتی ها و حق كشی های 50 ساله گذشته به جان آمده اند و گوش شنوائی را برای درد دل های خویش نمی یابند.
***شهرستان اردکان با ارتباطات خارج از ضابطه و قانون امکانات و بودجه فراوانی را جذب کرده است که طرح زیرگذر اردکان یکی از این نمونههاست و باعث هدر رفتن دهها میلیارد ریال بیتالمال شده است. اجرای این طرح در حالی است که جاده کنارگذر اردکان با سرمایهگذاری هنگفت دولت به بهرهبرداری رسیده است.
*** در دولت به اصطلاح بعضی ها اصلاحات، حدود ده هزار میلیارد تومان سرمایه به سمت اردکان سرازیر شد و معادلات استانی را به هم زد.
*** اردکان با نفوذ دولت اصلاحات وانواع افزون طلبی وپارتی بازی و ویژه خواری تمام معادلات وموازین عادلانه را زیر پا گذاشته وبه هم زده است.
*** در هیچ یک از شهرهای استان سرمایه گذاری دولتی وجود ندارد، در میبد وصدوق ویزد وسایر شهر های استان فقط با همت مردم صنعت رونقی یافته است . ولی در اردکان بی هیچ زحمتی وفقط با روابط ظالمانه چنین سرمایه هنگفت دولتی جذب وحق همه استان تضییع گشته است، آیا فریاد برآوردن در برابر چنین ستم وتبعیضی آشوب است؟وقتی سالها صدای اعتراض ما به جایی نرسد چه باید کرد؟
( کم کاری بعضی از مسؤلین میبدی)
***آیا می دانید که اگر مسؤلی در باره شهر خودش تعصب نداشته باشد در باره جمهوری اسلامی، کشور، دین اسلام ووو... هم بی خیال خواهد بود!؟ اگر جوانان میبدی متکی به مسؤلان میبدی خود بودند هیچگاه در سال 1361برای پر کردن چاهی که مسؤلان اردکانی دستور به حفر آن در منطقه میبد داده بودند، بر نمی خواستند. چون می دانستند که مسؤلان میبدی نسبت به این موضوع کاری انجام نخواهند داد که انجام هم نداده اند! وگرنه در این جریان، سید قاسم آقایی میبدی شهید نمی شد .واگر میبدیها می دانستند که اگر مسؤلین میبدی در این رابطه برای میبد کاری انجام می دهند، در سال 1386در پی انتشار نقشه ای مخدوش، در سایت سازمان جغرافیایی کشور، آن اتّفاق نمی افتاد. پس ای بعضی از مسؤلان میبدی اگر برای خدا هم که شده اینقدربی خیال نباشید. ای کاش مسئولان میبد به جای آن که درپشت میزبی خیالی خود بنشینند ودرهرحال به دنبال عذری بدترازگناه خودباشند وبعد فراررا برقرارترجیح دهند، باید بیشتربه فکرمردم شهرشان باشند.
***هر زمان که میبدیها اعتراض وتجمع کنند مسؤلین به فکر تعیین مرز بین این دوشهر می افتند وزمانی که مردم خاموش می شوند مسؤلین نیز دست از کار بر می دارند. نمونه اش سالهای1366،1388 و1389، پس آیا باید با سر وصدا و... آقایان را به کار وفعالیت وادار کنند!؟
***در شمال میبد در منطقه میبد کمتر امکانات دولتی از طرف میبد وجود دارد خدمات(آب، گاز، تلفن ثابت، برق، آسفالت، نصب پلاک، ساختمان سازی، مفروش ننمودن پیاده روها در قسمت شماتی بلوار امام خمینی میبد، نیز آسفالت نکردن کوچه های بفروئیه که جمعیت وخانه های زیادی در قسمت شمالی بفروئیه وجود دارد. و . . . ) کمترازطرف مسؤلین میبد انجام می گیرد ویا اصلاً انجام نمی گیرد.
***اگر ضعف عملكرد و بی توجهی مسئولین میبد نبود مشكلات فعلی وجود نداشت. چرا تمام ادارات دولتی و امكانات در قسمت جنوبی میبد متمركز نشده واز آن طرف راه را برای آقایان باز گذاشته اند؟چرا شهرداری و شورای شهراز رسیدگی به این قسمتها كوتاهی كرده و میكند.
***وقتی به مسؤلین میبدی گفته می شود که چرا نسبت به موارد ظلم وتعدی به میبد واستان به دیوان عدالت اداری شکایت نمی برید اظهار می دارند: «آنها طبق قوانین ومقررات دست به هر اقدامی می زنند وجایی برای شکایت ما باقی نمی ماند! »
سرکوبی
***بعضی ازمسؤلان میبدی در برابر خیانت عوامل فتنه در اردکان چشم بر هم گذاشته، هرگاه مردم میبد در مورد مرزهای شمالی شهرخود تجمّع کنند از طرف بعضی از مسؤلان به آنها آشوبگریا ارازل واوباش وفتنه گرلقب داده می شود ونیروهای انتظامی آنها را متفرق می کند! به مردم میبد گفته می شود که کارشناسان ومسؤلان مربوطه خود به این گونه امور رسیدگی خواهند کرد نیز گفته اند که اگرمردم در این گونه موارد تجمع نمی کردند ما زودتر وبهتر کاررا به انجام می رساندیم . که در حدود سی سال است که این را می گویند وهنوز که هنوز است به مسائل مرزی شمالی میبد رسیدگی نشده است!
***مدیریت بسیارضعیف بعضی ازمسؤلین میبدی لطمات شدیدی رابه میبد وارد کرده است. آنچه مادربعضی ازنقشه ها می بینیم قسمتهایی ازمیبد راحذف کرده ودرمحدوده شهرخود قرارداده اند ویاخیانتهای دیگری درمورد میبد، آیا بی مسؤلیتی مسؤلان میبدی، ازقدیم تابه حال همه باعث چنین تبعیضات ونارسائی ها نشده است؟
***قبل ازانقلاب وبعدازانقلاب ازمیبدهرکس درباره خیانت آقایان به میبد لب به اعتراض می گشود به هروسیله ای اوراساکت می کردند ومیکنند! ولی تا کنون مسؤلان استان از اینکه حرف میبدیها ناحق باشد اظهار نظری نکرده اند! ولی آقای استاندار محترم نیز فرموده اند : برای خاموش کردن میبدیها پنجاه نفر از آنها را می گیریم بقیه آرام می شوند!ولی نفرموده اند به چه دلیل آنها را بازداشت می کنیم!؟
( حب الوطن نصف الایمان )
*** بعضی از مسؤلین این حدیث را خوش نمی آید. مسؤلان تکلیف مردم را روشن نمی کنند. آیا درراه گرفتن حق خود ازتوسعه طلبان باید ساکت بود؟ اگرنباید حق خودرابگیریم بادلیل به مردم بگوئید واگرهم باید حق خود رابگیریم چرا سهل انگارید. آیا باید مثل این مسؤلین بی مسؤلیت باشیم، آیا باید دربرابرظلم ساکت باشیم؟ آیا باید امربه معروف ونهی ازمنکرراقبول نداشته باشیم. باید دراحادیث بخوانیم که باترک امربه معروف ونهی ازمنکرچگونه خداوند برماخشم می گیرد. آیا کسی نباید شهر خود را دوست داشته باشد؟ آیا احقاق حق ومبارزه باظلم وگرفتن حق خود راه امام حسین(ع) نیست؟آیا باید بی دین باشیم؟ آیا دینداری فقط نماز وروزه است؟
استفتاء
استفتاء از مرجع تقلید حضرت آیت ا. . . ناصر مکارم شیرازی از طریق سایت ایشان:
***سؤال اوّل : مسؤلین شهری از شهرهای مجاورخود، (با نفوذ در وزارتخانه های کشورومجلس ودفتر محترم ریاست جمهوری )، زمین ،آب ،معدن و... تصرف کرده اند به طوری که منافع حاصل از آنها به نفع شهر متصرف می باشد آیا این عمل غصب به حساب می آید و حرام می باشد؟
جواب : در صورتی که این کار بر خلاف قوانین و مقررات حکومت اسلامی صورت گیرد جایز نیست.
***سؤال دوم: ما میبدیها ودیگر شهرهای اطراف اردکان از راههای قانونی در مقابل ظلم عوامل فتنه در اردکان ایستاده ومی ایستیم آیا این کار موافق با خط ولایت فقیه است ویا مخالف با آن؟
***سؤال سوم: با توجه به اینکه بعضی از مسؤلین اردکانی از بعضی جهات به میبد ودیگر شهرهای اطراف خود تجاوزمی کنند آیا از نظر شرع اسلام این عمل ظلم محسوب می شود وچون ما همه پیرو مکتب امام حسین (ع) هستیم بنابراین وظیفه شرعی ما در برابر این تعدی چه می باشد؟
سوابق تاریخی
***از کتب تواریخ یزد چنین بر می آید که در قدیم، اردکان، عقدا، خرانق، چک چک ، هفتادر، احمد آباد ، ترک آباد و... از آبادیهای میبد به حساب می آمدند تا اینکه در سال 1316اولین تقسیمات کشوری که به سبک امروزی انجام شد، در سال 1369که میبد از اردکان متنزع و به صورت شهرستان مستقل درآمد، دراین تقسیمات، نود وپنج درصد از اراضی را به اردکان وپنج درصد باقیمانده را به میبد دادند. این در حالیکه در آغاز، کلّ اراضی یعنی حتی خود اردکان نیز جزء میبد بوده است. (رجوع شود به تواریخ یزد)
***در حدود سالهای 1324عده ای مأمور از تهران، جهت انتخاب مرکزیت اردکان یا میبد، به عنوان مرکزیت این دوشهر، ابتدا به اردکان رفته و مسؤلین اردکانی ساختمانهای آجری اردکان را به مأموران تهرانی معرفی کردند. مبنای شهر شدن آنروزها ساختمانهای آجری وجادّه آسفالت بود و آنگاه همین مسؤلین اردکانی با زرنگی هر چه تمامتر، مأموران تهرانی را برای بازدید از میبد، آنها را به شاه جهان آباد و محمود آباد، روستاهای آنروز میبد برده و ساختمانهای خشت وگلی قدیمی و جاده های خاکی روستاهای آنروزمیبد رابه مأموران نشان دادند. ومساجد بزرگ تاریخی وقلعه های باستانی میبد را از دید آنان پنهان داشتند. میبد بزرگترین تولید کننده آجر در استان بود و ساختمانهای آجری در میبد بیشتر از دیگر جاهای استان بود . و مأموران تهرانی چون ازاوضاع اجتماعی ، تاریخی وشهریت میبد اطّلاعاتی صحیح به دست نیاوردند، اردکان را به عنوان شهر و مرکزیت این دوشهر انتخاب کردند و نیز بهائیان و یهودیان دست اندر کار حکومت طاغوت هم مانع پیشرفت میبد بودند. چون زمانی در جنگی در میبد بهائیان ونیز یهودیان زیادی کشته شده بودند.
***قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی، به عنوان تمسخر، میبد راحومه اردکان نام نهاده بودند! در حالی که مسؤلین کشوردر آن روزها در هیچ کتاب و سند وگزارشی و در هیچ جا میبد را به عنوان حومه اردکان معرّفی نکرده بودند، که این را در کتب فرهنگ جغرافیایی آبادیهای ایران، تألیف سازمان جغرافیایی ارتش که دقیق ترین و معتبرترین کتب در زمینه جغرافیای شهرهاست و از سال 1329 به بعد مرتباً چاپ شده است می توان جستجوکرد.در این کتاب میبد حومه اردکان معرّفی نشده است. امّا چرا حومه!؟ این برای تحقیرومسخره کردن مردم میبد بود! که در رابطه با مسخره کردن، آیه شریفه قرآن مجید را در آغاز مقاله آورده ایم
***جاده قدیم تهران یزد را که در قدیم در جنوب میبد از کنار چاپار خانه میبد عبور می کرد، در هنگام باز سازی نگذاشتند که از میبد عبور کند. و آن را از طریق فرودگاه قدیمی به یزد مربوط ساختند و راه تهران ــ یزد را چندین کیلومتر طولانی تر کردند! وبعدها که جادّه سنتو که در حال احداث بود آنها با زرنگی در نظر داشتند که این جاده از میبد عبور نکند و ازهمان مسیر قبلی یعنی از کنار فرودگاه عبور داده شود، که با پشتکار وزحمات جناب مهندس سید مصطفی امامی میبدی جادّه سنتو از میبد عبور داده شد. رجوع شود به نشریه میبد نوین شماره 13ــ 15فروردین1388
***چند سالی که میبد واردکان ازیک مجموعه بودند، بودجه ای که به اردکان می رسید تماماً در اردکان هزینه می شد و در آن زمان مسؤلان اردکانی هیچ هزینه ای را در میبد نکردند و خیابانی هم در میبد که وظیفه مسؤلان اردکانی بود احداث کنند، احداث نکردند و مردم میبد خود خیابان اصلی(خیابان امام) را احداث کردند. وفقط آنها به نحو احسن مالیات را از میبدیها می گرفتند ودر اردکان هزینه می کردند. آنها یک ریال در میبد هزینه نکردند!هیچ کاری به نفع میبد انجام ندادند وهیچ اقدام عمرانی را در میبد انجام ندادند. ولی آنها با آمارهای میبد ارتقاء یافته اند. با آمارهای میبد امکانات را از مرکز گرفتند. اینها ودهها موضوع دیگربود که اختلاف بین میبد و مسؤلان اردکانی زیادترشد واگر این تبعیضات نبود هم اکنون میبد واردکان شهری یک پارچه بود که این خواسته مسؤلان اردکانی بود واین اشتباه بزرگ مسؤلان اردکانی بود که به میبد ظلم نمودند! آنها با زور می خواهند طبس ونائین و میبد را به اردکان الحاق کرده وبزرگترین استا ن کشوررا تشکیل دهند؟
***در بسیاری از کتب ومقالات اردکان، حضرت حاج شیخ عبدالکریم حائری مهرجردی دانشمند مشهور میبدی را از دانشمندان اردکان به حساب آورده اند.
تخریب نارین قلعه وعمارت سلطان الرشید
***در اوایل انقلاب شخصی اردکانی مسؤل اداره دارائی میبد، محوطه جلوی نارین قلعه را به نام اداره دارائی میبد به ثبت اداره دارائی میبد رسانده بود که در آنجا اداره دارائی ساخته شود وچون نارین قلعه را چیزی مزاحم می دیدند تصمیم گرفته بودند که این بنای تاریخی را به کلی ویران سازند که با مقاومت شدید مردم میبد روبرو شدند. واین طرح آنان ناکام ماند. آنها از یک طرف به دنبال اشیاء عتیقه در زیر این آثار باستانی بودند! واز طرفی سعی در از بین بردن این اثر تاریخی بودند.
آنها در رابطه با تخریب بنای قدیمی سلطان الرشید نیزکوشیدند. به این صورت بود که استاندار وقت درقبل از انقلاب به نام دکتر محمد حسن ... را متقاعد ساختند که این عمارت که در وسط جادّه وجای نامناسبی قرار گرفته است باید تخریب شود،که استاندار اظهار داشت دفعه دیگر که به من میبد آمدم این بنا را در اینجا نبینم . و خوشبختانه او دیگر برای هیچوقت به میبد باز نگشت. وبه دستورمسؤلین آنروز اردکان این بنای تاریخی وآرامگاه یکی از بزرگترین مفسرین جهان با خاک یکسان شد.
*** وتنها راه نجات از دسیسه های فتنه گران، اتحاد هرچه بیشتر مردم میبد با رهبر فرزانه انقلاب امام خامنه ای می باشد.
***پس می بینیم بعضی از مسؤلین که خود را پیرو اسلام وقرآن و ولایت فقیه و جمهوری اسلامی
می دانند وآنچنان دم از اسلام می زنند وپست های حساس وکلیدی نیز در دست دارند ، چگونه به مردم خیانت می کنند وکسی نیست که آنها را مؤاخذه کند.
*** باید مسببین اختلاف و تفرقه اندازبین این دوشهر که هدفی جز تضعیف جمهوری اسلامی را ندارند محاکمه واز کار برکنار شوند.
*** امّا می دانیم که عوامل فتنه در گوشه ای از کشور، در سوراخی خزیده ودر پشت پرده بعضی از مسؤلین را تحریک می کنند تا دائره اغتشاش خود را در کشور گسترش دهند امّا زهی خیال باطل!
*** در پایان این نکته را یادآور می شویم که اگر به مسؤلین ویا مردم شریف وپاک اردکان آنانیکه در خط ولایت فقیه قرار دارند، توهینی شده باشد صمیمانه عذر خواهی می کنیم.
»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«
نگاهی به کتب تاریخی:
یادگارهای یزد، ایرج افشار، جلد2ــ مطلبی ازوقفنامه مدرسه رکنیه یزد. . . : و جمیع الحصة المعلومة المعروفة بالمولی الواقف مدا. . . ظلالة حدیثا و قدیما، منسوبة باالشیخ المولی السعید تقی الدین دادا رحمةا. . . علیه فی قریة اردکان من قری ناحیه میبد و هذه الحصة مشتملة علی ما یأتی ذکره بعد . . .
تاریخ جدید یزد، احمد بن حسین بن علی کاتب، انتشارات ابن سینا، 862 ه ق ــ ص 160شیخ دادا متوجّه این دیار شد و به قریه اردکان که از ولایت میبد است آمد و طرح خانقاه بینداخت و بسیار زمین صحرایی احیا کرد و مزروع گردانید و در خانقاه آش به فقراء روان کرد و مردم قریه تمام اورا مرید شدند و . . .
تاریخ آل مظفر، حسنقلی ستوده، جلد 1:ص131: امیر مبارزالدین محمد و فرزندانش در میبد و اطراف یزد دهاتی آباد کرده اند. چون مظفر آباد میبد و احمد آباد میبد.
تاریخ یزد، عبد الحسین آیتی:هفتادر میبد ـــ هفتادر که بضم دال مهمله تلفظ کنند دراصل هفت آذر به فتح ذال معجمه بوده و آن قریه ایست در بلوک میبد از قرای بسیار قدیم و کهنه یزد و وجه تسمیه آ ن به هفت آذر آتشکده ای است که در آنجا ساخته شده بوده و هفت آتش پاک از هفت آتشکده مهم ایران به آنجا آورده شده و بالاخره آنجا یک جایگاه فرخ و مقدس شده بوده است برای زردشتیان باستان و زیارتگاهی که از همه اطراف به زیارت آتشکده می آمده اند . . . .
یادگارهای یزد جلد دوم ــ ایرج افشار ص222«. . . وهمچنین وقف نمود تمامی قریه مدعوه به احمد آباد واقعه به سفلی بلوک میبد از اعمال بلده یزد که قریه مذکوره در آن ناحیه نزد ملاک به این اسم معروف ومشهور است وبه اسم مذکور از حدود واوصاف مستغنی با توابع ولواحق ومنسوبات ازقنوات واراضی وجدران وآبار وجداول وغیر ذالک مما یتعلق بها شرعاً وعرفاً . . . »این قسمتی از سندی، مربوط به مسجد حظیره یزد که در سال 1320 قمری نوشته شده بود.
